أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)
371
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )
سازد ، حال آنكه اعراب علاوه بر اينكه به زيارت اين بتخانه ميل و توجه نكردند هركس نام او را به زبان مىآورد او را مكروه مىداشتند . به همين جهت بود كه قبايل كنانه مأمورى را كه ابرهة بن صباح الاشرم براى دعوت به مسكن آن قبايل فرستاده بود با تير زده و هلاك كردند . هرقدر كه در ميان سكنهء يمن متانت فوق الغايه و رصانت بيت القلّيس شايع مىشد ابرهه به اهالى يمن و اطراف آن على الاتصال مأمورين فرستاده و مراسلات مىنگاشت كه من به تأسيس و بناى عبادتخانه موفق و سرافراز شدم كه ديگر اعراب اسم كعبه را به زبان نخواهند آورد . و به اين كلمات عرض مفخرت و مباهات مىنمود . اين اخبار رفته رفته به بلاد خطّهء حجازيه نيز منتشر شده در هر خيمهاى از خيام اعراب در اين باب گفتگو مىشد . و چون اين كيفيّت قريشيان را نيز بسيار گران آمده بود لهذا از سادات عرب كه به بنى فقيم و بنى مالك قرابت نسبيّه داشتند و بنا به تعيين اهل تاريخ در افراد قبيلهء بنى كنانه ، فضيل بن حبيب خثعمى و به قول معتبر ديگر قلمس بن عبد اللّه بن فقيم بن عدى بن عامر بن ثعلبة بن الحارث بن مالك بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضركه مردى شجاع و از اهل نسئه بود با يك نفر از رفقاى خود به صنعاى يمن رفتند و به تقريبى به اندرون بيت القليس درآمده پس از آنكه در آنجا دفع طبيعت كردند ، براى اينكه اهالى يمن را از زيارت اين كليسا متنفر سازند ديوارهاى آنجا را نيز ملوّث ساخته و آن موضع را كه محلّ زيارت و تقديس اهالى حبش بود به نجاسات و قاذورات ثانى بيت انحلا نمودند . چون ابرهه به اين وقعه اطلاع بههم رسانيد زياده از حد متألم و مكدّر شده و مطّلع گرديد كه متجاسرين اين امر سكنهء مكّهء محترمه بودهاند و به اين جهت سوگند ياد كرد كه مكّهء معظّمه را منهدم و خراب سازد و گفت كه من بيت معظم را كه در مكّهء مكرّمه واقع است به واسطهء فيلان خراب نموده و از اعراب اخذ انتقام خواهم نمود . بدين كلمات عساكر خود را تأمين نموده و پس از مدت كمى از فيلهاى مشهور دو و على قول هشت و به روايتى ده و على قول دوازده و يا سيزده و به موجب اخبار سائره هزار و يا چهار هزار